ابو القاسم پاينده

111

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

استنساخ آن مشكل مينمود از يادها رفته بود وهمه أصول متداول در أصول مشهور درج شده بود وآن حديثها كه از أصول معتمد آمده بود با آنچه از أصول غير معتمد بود بهم آميخته بود وتشخيص آن محتاج دقت ونظر بود بناچار قانوني بايست كه حديث معتبر از نامعتبر بدان سنجش كنند ودر طبقه بندى حديث ، اصطلاحى تازه كردند « 1 » در اصطلاح تازه ، حديث را بصحيح وحسن وموثق وضعيف تقسيم كردند . صحيح يعنى حديثي كه همهء راويانش اماميان موثق باشند ، حسن يعنى حديثي كه همهء راويانش اماميان باشند اما همه يا بعضيشان كاملا ثقة باشند . موثق يعنى حديثي كه راويانش يك يا چند غير امامي ، اما ثقة باشند ، ضعيف يعنى حديثي كه شرايط صحت وحسن وتوثيق نداشته باشد . وبعضي از اين اقسام فروع ديگر دارد كه ضعيف ، مقبول است ونامقبول وصحيح ، به تفاوت شرايط راوي ، مسند است ومغلق ومرسل ومشهور وعالي « 2 » . چنان كه گفتيم مقياس مؤلفان صحيح در نقد حديث ، فقط دقت در أحوال رواة بود كه رشتهء حديث چون به صحابي ميرسيد از چون وچرا دور بود كه اينان در بارهء صحابيان خوشباورى ساده‌لوحانه داشته‌اند ومىپنداشته‌اند صحبت رسول بىقيد وشرط مايهء فضيلت است وهر كه از اين چشمهء فيض كفى برگرفت همهء لكهء رذيلت از خاطرش شسته مىشود ، گوئى از خصايص فطرت بشر غافل بوده‌اند وآن ديو مهيب هفت سر را كه همه در ضمير خويش دارند وفقط معدودى موهوبان مهارى بر آن زده‌اند ، نشناخته‌اند تا بدانند براي بهره‌ورى از مايهء فيض مقابله وصحبت بس نيست ، استعداد قبول نيز

--> ( 1 ) جامع المقال ( 2 ) جامع المقال